بیقراری در بیماران مبتلا به دمانس رایج بوده، و اغلب به شکل سرگردانی، فریاد زدن، و پرخاشگری تظاهر مییابد. فرض بر این است که این وضعیت منعکسکننده پریشانی ذهنی بوده و هم با خطراتی برای بیمار و هم با افزایش بار (burden) مراقب همراه است. در مطالعه حاضر، درمان با هالوپریدول با درجه کمتری از پرخاشگری نسبت به دارونما همراه بود. عوارض جانبی بیشتری در بیماران تحت درمان با هالوپریدول نسبت به گروه کنترل رخ داد، اما میزان مشابه خروج بیماران از مطالعه بین بیماران درمانشده و گروه کنترل نشان میدهد که برای برخی از بیماران ممکن است به دلیل کنترل بهتر رفتار، عوارض جانبی تحمل شده باشد. یافتههای ما نشان دادند که شواهد کمی برای حمایت از فواید هالوپریدول در مدیریت تظاهرات بیقراری بهغیر از پرخاشگری وجود دارد، و اینکه هالوپریدول نباید بهطور معمول برای درمان بیماران مبتلا به بیقراری ناشی از دمانس استفاده شود. درمان بیقراری ناشی از دمانس باید بهصورت فردی و با نظارت دقیق بر فواید و عوارض جانبی دارو انجام شود.
1. شواهد نشان میدهد که هالوپریدول در کاهش پرخاشگری مفید بود، اما به قیمت افزایش عوارض جانبی؛ هیچ شواهدی برای حمایت از استفاده روتین از این دارو برای دیگر تظاهرات بیقراری در دمانس بهدست نیامد.
2. نرخهای مشابه خروج بیماران از مطالعه میان بیماران تحت درمان با هالوپریدول و دارونما نشان میدهد که کنترل ضعیف نشانهها، یا دیگر عوامل، ممکن است در ایجاد قطع درمان مهم باشند.
3. وجود تنوع در شدت دمانس، دوز و طول درمان با هالوپریدول، و روشهای ارزیابی پاسخ به درمان، احتیاط را در تفسیر تاثیرات گزارششده هالوپریدول در مدیریت بیقراری در دمانس توصیه میکند.
4. مطالعه حاضر تایید کرد که هالوپریدول نباید بهطور معمول برای درمان بیماران مبتلا به بیقراری ناشی از دمانس استفاده شود. درمان بیقراری ناشی از دمانس با هالوپریدول باید فردی باشد و بیماران از نظر عوارض جانبی درمان تحت نظر قرار گیرند.
بیقراری (agitation) در 70% از بیماران مبتلا به دمانس رخ میدهد. چندین دهه است که هالوپریدول (haloperidol) برای کنترل بیقراری در دمانس استفاده شده، اما اثربخشی آن نامشخص است. متاآنالیزهای قبلی فقط مقالات انگلیسیزبان را بررسی کرده یاهالوپریدول را با داروهای دیگر، به غیر از دارونما (placebo)، مقایسه کردند. برای بررسی اثربخشی هالوپریدول، یک مرور جامعتر انجام شد.
تعیین اینکه شواهد موجود از تجویز هالوپریدول در مدیریت بالینی بیقراری ناشی از دمانس حمایت میکند یا خیر.
ما ALOIS - پایگاه ثبت تخصصی گروه دمانس و بهبود شناختی در کاکرین را تا 2 جون 2010 با استفاده از واژه هالوپریدول جستوجو کردیم.
انجام جستوجو در جون 2010، هیچ مطالعهای را برای گنجاندن و/یا حذف در مرور بازیابی نکرد.
جستوجوهای قبلی در جولای 2005 و ژانویه 2008 هیچ مطالعه جدیدی را برای ورود شناسایی نکردند.
کارآزماییهای تصادفیسازی شده و کنترلشده با دارونما، با پنهانسازی تخصیص (allocation)، که در آنها افراد مبتلا به دمانس و بیقراری ارزیابی شدند.
1. دو نویسنده دادهها را از کارآزماییهای واردشده استخراج کردند
2. دادهها در صورت امکان ادغام شدند، و با استفاده از روشهای آماری مناسب، آنالیز شدند
3. نسبتهای شانس تفاوتهای میانگین محاسبه شدند
4. فقط دادههای «قصد درمان (intention to treat)» گنجانده شدند
5. آنالیز شامل بیماران تحت درمان با هالوپریدول، در مقایسه با دارونما بود
پنج کارآزمایی واردشده به نتایج زیر دست یافتند:
1. بهبودی قابل توجهی در بیقراری میان بیماران تحت درمان با هالوپریدول، در مقایسه با گروه کنترل، مشاهده نشد.
2. پرخاشگری میان بیماران مبتلا به بیقراری ناشی از دمانس و تحت درمان با هالوپریدول کاهش یافت؛ دیگر جنبههای بیقراری در بیماران درمانشده، در مقایسه با گروه کنترل، بهطور قابل توجهی تحت تاثیر قرار نگرفتند.
3. اگرچه دو مطالعه افزایش خروج بیماران را به دلیل عوارض جانبی بین بیماران تحت درمان با هالوپریدول نشان داد، در مقایسه همه بیماران تحت درمان با هالوپریدول در مقابل گروه کنترل، تفاوت معنیداری در میزان خروج بیماران از مطالعه وجود نداشت.
4. دادهها برای بررسی پاسخ به درمان در رابطه با طول درمان، درجه دمانس، سن یا جنسیت بیماران، و علت ایجاد دمانس، کافی نبودند.
این متن توسط مرکز کاکرین ایران به فارسی ترجمه شده است.